حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

95

تاريخ قم ( فارسي )

و ولايت و محبّت تو قبول كرد حقّ عزّ اسمه آن را بعرب كرامت كرد و درى از درهاى بهشت بر آن گشاده گردانيد و هم از وى روايتست كه او گفت حديث كرد مرا محمد ابن قتيبه همدانى و حسن بن على كمشارجانى و گفتند حديث كرد ما را على بن نعمان از ابى الاكراد على بن ميمون صانع كه او گفت كه از ابى عبد الله شنيدم كه او فرمود كه حقّ عزّ و علا بكوفه بر همه شهرها حجّت گرفت و بمؤمنان كوفه بر همه اهل شهرها از مؤمنان و به شهر قم بر همه شهرها حجّت گرفت و باهل قم بر همه اهل مشرق و مغرب از جنّ و انس حجّت گرفت حقّ عزّ و علا قم و اهل قم را به روى زمين از جنّ و انس هرگز مستضعف نگذاشت و همه اوقات ايشان را بتوفيقات و تأييدات سبحانى مشرّف گردانيد و بعد از آن فرمود كه دين و اهل دين بقم خوار باشند و اگر نه چنين بودى مردم بقم و جانب قم شتابان شدندى و چون مردم بدان مسارعت نمودندى و بشتافتندى قم خراب شدى و اهل آن باطل شدندى و خداى را بقم و اهل قم بر ديگر شهرها حجّت نماندى و چون حال بدين رسيدى و حجّت خدا بر خلق نماندى آسمانها و زمينها بر جاى نايستادندى و خلايق طرفة العينى مناظره و حجّت بر يك ديگر نياوردندى و در همه اوقات و ساعات بلا از قم و اهل قم مدفوعست زود باشد كه روزگارى در آيد كه خداى را بر همه خلايق حجّت باشد بقم و اهل قم و اين در زمان غيبت قايم آل محمّد بود قم و اهل قم قايم مقام حجّت شوند تا بوقت ظهور كردن قايم عليه السّلام و اگر حق عزّ و علا قم و اهل قم را قايم مقام حجت نگرداند از مدّت غيبت او تا بوقت ظهور او عالم و هر چه دروست به زمين فرو شود با اهلش و خراب گردد و بدرستى و راستى كه فرشتگان هميشه بلا از قم و اهل قم دفع ميگردانند هيچ جبّارى و گردنكشى بقم و اهل قم ببد قصد نكنند الَّا كه حقّ عزّ اسمه شكنندهء جبّاران است او را بشكند و قهر و قمع كند و آن جبّار را از قم و اهل قم مشغول گرداند به چيزى ديگر و آن جبّار را بداهيهء و مصيبتى و دشمنى مبتلا گرداند تا او بسبب آن دشمن و واقعه از قم و اهل قم خطر او فارغ شود و بدان نپردازد بعد از آن فرمود كه حقّ سبحانه و تعالى جبابرهء روى زمين را در ايّام دولت ايشان ذكر قم و ياد آن از خاطر ببرد تا ايشان قم و اهل قم را فراموش كنند چنانچ ذكر حقّ عزّ و علا فراموش كرده باشند ، و ايضا بدين اسانيد روايتست از صادق